««خورشید شام!»»

««خورشید شام!»»

امشب ز روی ماه تو، روشن بود عرش برین
امشب ز بوی گل رخ ات، گلشن بود عرش برین

تو اختر پرنور حق، روشن ز تو جان و جهان !
ماه ی«شب چار و دهش»، گشته خجل و شرمگین

2201027a

خورشید به رخ ماه تو، رشک و حسادت می برد
تو «آفتاب» عالمی، تو «بانوی» صبر و یقین!

جن و پری در رقص و شور، با بال های«جَلجَلی»
دیگر نباشد موجودی با مهر تو، زار و حزین!

جمله ملائیک صف به صف، با بسته های عطر و گل
جمع خلایق کف زنان، پرشور و مشتاق، این چنین!

امشب نماد ی عاشقی، از لطف حق گشته پدید
او تندیس صبر و قرار، او بانوی «عین الیقین»

شهر نبی پرنور و شور، شد مردمش غرق سرور
شادان همه خورد و کلان، لبخند بر لب ها قرین

هان«مرتضی»از لطف حق؛ خوشحال از عمق وجود
«بانوی آب»آمد پدید، آن خواهر«سالار دین»!

«زهرا» بود شیدایی تو، شیدایی لبخندهای تو
آن همسر شیر خدا، آن دخت«ختم المرسلین»

ما واله و شیدایی تو، ما عاشق«خورشید شام»
ما محرمان کوی تو، با عاشقان ات همنشین!

سالروز میلاد فرخنده و خجسته،«خورشید شام»، نماد صبر و بردباری، تندیس استقامت و پایداری و پیام آور سرفراز انقلاب خونبار کربلا، دخت گرامی حیدر کرار حضرت زینب(س) و روز پرستار گرامی باد.

م، خرّمی
۲۰ جدی ۱۳۹۷

نوشته شده توسط مصطفی خرمی. در دسته آخرین مطالب

انتشار یافته در جدی ۱۸, ۱۳۹۷ با بدون دیدگاه

بدون دیدگاه

در حال حاظر دیدگاهی وجود ندارد ««خورشید شام!»». شاید شما مایل به افزودن یکی از نظرات شخصی خودتان؟

دیدگاهتان را بنویسید


× 1 = یک