«بررسی ریشه های تاریخی واقعه عاشورا» (۷ و آخر)

«بررسی ریشه های تاریخی واقعه عاشورا»
(۷ و آخر)
*******
گرنداری دین به عالم لا اقل آزاد باش
که این کلام نغز می باشد زگفتار حسین
*****
۵)مرگ معاویه و حاکمیت یزید
سرانجام فعالیت های گسترده معاویه به بار نشست و زمینه حاکمیت یزید در آخرین سال های حیات وی کاملاً فراهم آمد. حکومت معاویه به گونه ای بود که کسی توان مخالفت را در خود نمی دید؛ زیرا با کشتار، ارعاب، ترور و حبس مخالفان حتی جرأت و جسارت مخالفت با نظام اموی از همگان سلب شده بود. در همان زمان؛ فقیه مشهور مدینه، عبدالله بن عمر فرزند خلیفه دوم که با دربار اموی رابطه تنگاتنگی داشت، حدیثی را به پیامبراکرم(ص) نسبت می داد که گویا رسول خدا(ص)فرموده است: «… هر کس بر علیه حاکم زمان خودش قیام کند و بخواهد«شق عصائی» مسلمین نماید و در جامعه تفرقه ایجاد کند، باید کشته شود و نابود گردد و…!».44205_703
این بار بر اساس پندار «جبرگرایی سیاسی» برگرفته از اندیشه «جبرگرایی دینی»؛ احادیث فراوانی در وجود بودن با جمع و جماعت و عدم قیام بر ضد امام و خلیفه زمان، جعل و به صورت گسترده نشر گردید. حتی اگر آن خلیفه و حاکم: جایر، جابر، فاسق، فاجر، ستم پیشه و بیدادگر باشد، بازم اطاعت از وی واجب و قیام بر ضد او و نظام حاکم جایز نیست!؟ زیرا که جماعت بر هم می خورد! اندیشه با «جماعت» بودن آنقدر تبلیغ گردید که تا کنون این عنوان، یکی از پایه های اصلی اندیشه مذهبی و دینی برخی فرق اسلامی قرار گرفته است! کلمه که برای نخستین بار پس از صلح امام حسن(ع) توسط دستگاه معاویه مطرح گردید؛ زیرا وی آن سال را «عام الجماعه» نام نهاد و بعد ها از عنوان «جماعت» به صورت گسترده چنان تبلیغ گردید که این عنوان(جماعت) به عنوان اصلی از اصول خدشه ناپذیر دینی، میان اکثریت مردم و جامعه به خوبی جا افتاد و ماندگار گردید؛ به گونه ای که حتی تا روزگار ما، با همان قوت و قداست در اذهان بخشی از جامعه اسلامی، باقی مانده است.
در عصر حاکمیت یزید نیز تأکید بر «حفظ جماعت و اطاعت مطلق از حاکم و امام زمان»؛ که ریشه در اندیشه «جبرگرایی سیاسی» برخواسته از پندار «جبرگرایی دینی»داشت، اساس اسلام اموی را تشکیل می داد! این اندیشه چنان بال و پر داده شد و کاربرد بسیار یافته، چنان فراگیر گردید که اکثریت جامعه آن را به عنوان یک اصل خدشه ناپذیر در فقه سیاسی مسلمانان اموی کاملا پذیرفتند. به گونه ای که حتی در جریان سرکوب «قیام و نهضت عاشورا» این باور، به خوبی نتیجه داد. زیرا بسیاری از کسانی که در جنگ علیه امام حسین(ع) شرکت داشتند؛ او را یاغی، طاغی و مخالف امیرالمؤمنین یزید و مخالف «جماعت» به شمار آورده و به استناد به همان حدیث جعلی و وجوب اطاعت از خلیفه مسلمانان(یزید)؛ جهاد با امام را بر خود فرض می دانستند!
در نهایت؛ اینکه، «اندیشه حفظ جماعت و اطاعت مطلق از حاکم و امام زمان»؛ در سده های بعد چنان بال و پر داده شد و گسترش یافت و در تار و پود جامعه اسلامی ریشه دوانید، که حتی قرن ها پس از فاجعه خونبار عاشورا، نیز مستمسک توانمندی برای بسیاری از علمای بزرگ عامه قرار گرفت و ایشان در نگاشته ها و آثار شان با تکیه بر همان باور «جبرگرایی دینی» در حفظ جماعت و اطاعت مطلق از امام زمان؛ تلاش بسیار نموده اند، تا معاویه و یزید را به عنوان امام و خلیفه مسلمانان؛ به گونه ای تبرئه نمایند! آثاری که به یقین حکایت از باورها و اعتقاد درونی صاحبان خویش دارند.
*****
در پایان این نوشتار برخی از این نظریه ها را به خوانش میگیریم:
شیخ عبدالقادر گیلانی از رهبران بزرگ صوفیه می گوید:«… چون خداوند روز عاشورا را روز شهادت برای سبط نبی اش قرار داده، پس لازم نیست که در این روز عزاداری شود! چون روز رسیدن حسین به کمال مطلق است و… باید این روز را جشن گرفت… اگر قرار باشد روزی را مسلمانان روز غم و عزاداری قرار دهد بهتر است که این روز «یوم الاثنین» که روز وفات رسول خدا(ص) و روز وفات ابوبکر است؛ باشد و… .
امام محمد غزالی از علمای بسیار مهم، بزرگ و بنیانگذار اندیشه کلامی جدید اهل سنت، در کتاب «احیأ علوم الدین» می نویسد:« … اینکه یزید قاتل امام بوده باشد، ثابت نشده! شاید قاتل واقعی هنگام مرگ توبه کرده باشد! پس لعن قاتل حسین جایز نیست و… » .
ابن تیمیه از علمای بزرگ اهل سنت و بنیانگذار اندیشه وهابیت و سلفیه؛ با شیوه تکذیب وارد شده و در کتاب «منهاج السنه» می نویسد: «… یزید هرگز دستور کشتن حسین را نداده … قاتلان مردم عراق بودند، بدون اجازه یزید… بر فرض که چنین باشد کشتن او که از کشتار انبیای الهی بالاتر نیست! پس باید که برای انبیا عزاداری شود و…!؟».
ابن قیم جوزی و ذهبی عقیده دارند که برای معاویه، باید طلب رحمت نمود و امر یزید را به خدا واگذار کرد؛ زیرا تنها خداوند حق دارد در باره او قضاوت کند. در تلاش دیگر اصلاً صورت مسأله را پاک کرده، در کتاب مهم «الطبقات الکبری» اصلاً «حادثه کربلا» را از قلم انداخته، حذف اش کرده اند!
ابن خلدون و ابن عربی مالکی می نویسند: « و لم یقتل الحسین الّا بسیف جدّه » و حسین(ع) کشته نشد مگر با شمشیر جداش!؟ و این گناه هیچ کسی نیست؛ زیرا پیامبر خود فرموده است: هرکس در پی تفرق جماعت باشد باید کشته شود و… !!»
مهمترین دلیل را تفتازانی دیگر عالم مشهور و بزرگ اهل سنت این گونه آورده است:«… لعن بر یزید جایز نیست اگر چه او مرتکب چنین جنایتی شده باشد! زیرا اگر او را لعن و سرزنش کنیم «… تحامیاً عن ان یرتقی الی الاعلی بالاعلی» لازم می آید که این سرزنش و لعن به بالاتر کشانده شود و دامن کسانی را بگیرد که بنی امیه را به قدرت باز گرداندند و کسانی که حق منصوص امام علی(ع) غصب نمودند و … ! ».
*****
آخرین سخن
فاجعه «خونین عاشورا» در تاریخ اسلام، آنقدر مهم است که نظریه های گوناگون و متفاوتی را درپی داشته؛ حقیقت آن است که «ریشه های تاریخی» این واقعه خونبار و جانسوز، به گذشته های دور برمیگردد! زیرا رقابت شدید دو خاندان حکومتگر قریش (بنی هاشم و بنی امیه)؛ پیش از اسلام و نیز در زمان ظهور اسلام و حاکمیت پیامبر هاشمی، در ایجاد این حادثه بی تأثیر نبوده است!
بدون شک، وقوع جنگ های صدر اسلام که در آن فرماندهی لشکر اسلام با هاشمیان و فرماندهی مخالفان اسلام با امویان بود و چه بسا به خاک افتادن پهلوانان نامی از دو خاندان را به دنبال داشت؛ بیش از پیش بر شدت این تضاد افزود. زیرا هنگامیکه سر مبارک امام را در طشت زرّین جلو یزید قرار دادند وی ضمن خوانش اشعاری خطاب به کشته گان بدر گفت: آسوده بخوابید که انتقام از بنی هاشم گرفته شد و… !؟
«کودتای سفید سقیفه» ظهور نظام خلافتی و جریانات پدید آمده بدنبال آن، همچون: منع کتابت حدیث برای جلوگیری از نشر فضائل اهلبیت( ع)؛ شکست بایکوت سیاسی رسول خدا( ص)از سوی شیخین و کارگزار قرار دادن فرزندان ابوسفیان اموی؛ خلافت عثمان اموی و تثبیت حاکمیت بلا منازع معاویه در شام، همراه با نادیده انگاری عملکرد های منفی وی از سوی خلفا و…؛ همه ریشه های دور و نزدیک فاجعه عاشورا را، تشکیل میدهند که هرکدام به سهم خود در پدیداری این فاجعه خونبار بسیار مؤثر بوده اند.
***************
م، خرّمی
۲۱ محرم الحرام۱۴۳۹
۲۰ میزان ۱۳۹۶
۱۲اکتبر۲۰۱۷

نوشته شده توسط مصطفی خرمی. در دسته آخرین مطالب, شهدا, فرهنگی تبلیغی, محرم و عاشورا, مقالات

انتشار یافته در میزان ۲۰, ۱۳۹۶ با بدون دیدگاه

بدون دیدگاه

در حال حاظر دیدگاهی وجود ندارد «بررسی ریشه های تاریخی واقعه عاشورا» (۷ و آخر). شاید شما مایل به افزودن یکی از نظرات شخصی خودتان؟

دیدگاهتان را بنویسید


چهار + = 10