««عطش!»»

««عطش!»»
*****
ای شب تیره دیگر باز میاور صبحی
کودک تشنه ای ما غرق به خواب است امشب
***
طفل گهواره، چو در خواب بیبیند آب اش
آب در خواب همی وهم و سراب است امشب
***
مشک بر تیرک خیمه ز«عطش» می سوزد
یا که شرمیده بسی بی تب و تاب است امشب
***
72676_820
کودکان خفته به امید که فردا شاید ؟؟!
وعده ای مشک پر از آب، ز«باب» است امشب
***
لب خشکیده به شور است ز بی مهری مشک
یا که شوریده، بر آب و به «سراب» است امشب
***
«رود» شرمیده و شرما به فرار از طفلان
یا که سرمست ز شرب و ز شراب است امشب
***
باد در بادیه «هوهو» نکند بگریزد !؟
به فرار و بگذر، پا به رکاب است امشب
***
سر سردار به زیر است ز بی آبی قوم ؟!
دلش از غصه و از شرم کباب است امشب
***
مادران سینه ای خشکیده، نباشد شیری
اشک در دیده ای پرغم، دُری ناب است امشب
***
تن گهواره به «جوش» است ز سوز طفل اش
ز«عطش» طفل همی در تب و تاب است امشب
***
خواب از دیده ای سقا بگریزد امشب !؟
خجل از اصغر و از چشم رباب است امشب
***
مصطفی خرّمی
نهم محرم الحرام ۱۴۴۰
۲۹ / ۶ / ۱۳۹۷

نوشته شده توسط مصطفی خرمی. در دسته شهدا, فرهنگی تبلیغی, محرم و عاشورا, مقالات

انتشار یافته در سنبله ۲۹, ۱۳۹۷ با بدون دیدگاه

بدون دیدگاه

در حال حاظر دیدگاهی وجود ندارد ««عطش!»». شاید شما مایل به افزودن یکی از نظرات شخصی خودتان؟

دیدگاهتان را بنویسید


× 9 = نُه