این جا سرزمینی است که رنگش را از خون منِ هزاره می گیرند و بارانش را از اشکی چشمان اطفال و خانواده های داغدار و بی سر پرست قوم من.

Quetta-Hazara-killing

کویته (جامعه ) : این جا سرزمینی است که رنگش را از خون منِ هزاره می گیرند و بارانش را از اشکی چشمان اطفال و خانواده های داغدار و بی سر پرست قوم من.

نامش کویته است؛ و کارش بکام کشیدن مردم و قومی که شعارش همیشه صلح، برابری، عدالت و آزاد زیستن است.!

آری سر زمینی که مدام با خون من آشنای دارند و رنگ حنایش را از خون قوم من ( هزاره ) می گیرند.

شهری که تمام سرک و جاده هایش؛ از خون قوم من (هزاره) تر می شوند؛ تا که در مقابل گرمای تابستان و یا هم در مقابل سرمای زمستان تاب و توان داشته باشد.

شهری که هر آن و لحظه ای پیک مرگ دنبال انسان های مظلوم که برای کار و بار در بازار و ….. می روند؛ راه می روند و در کمین گاه های دشمنان انسانیت، بسراغ آدمها آمده و به شلیک کردن چند گلوله جانی چند انسان را در کم تر از یک دقیقه می گیرند.!

سرزمینی که اگر با خون هزاره رنگین نشوند دیگر باران اشک اطفال و مادران داغدیده را نمی بینند و صدای ضجّه و ناله های؛ خانواده های که عزیزانش را از دست داده و دیگران  را نمی شنوند.

hazara-killing- Quetta

چنانچه امروز نیز؛ نوبت رنگین شدن این سر زمین بود و قربانی دادن قوم هزاره.!

بعد از ظهر امروزنیز، مثل همشیه گوشه ای از زمین کویته بنام (سرکلررود) نزدیک میزان چوک با خون پنچ تن از عزیزان مان رنگین شد که در اثر حمله ای چهار مرد مسلح و سوار بر موتورسایکل، جانش را بجان آفرین تسلیم نموده و یک تن از آنها زخمی شده اند.

عزیزان که دوکان دار بودن، و چای و دوای دیگ (رنگ دیگ) برای مردم می فروختن و برای خانواده ی شان لقمه نان حلال فراهم می کرد، امروز طمعه ای خون خواران زمان، کسانیکه بنام انسانیت، بدترین جنایت های را در تاریخ انجام می دهند؛ گردید و برای همیشه خانواده و قوم شان را داغدار نمودند.



دیدگاهها بسته شده است.